رمان اسیر یک روانی

12.500 تومان

قسمتی از متن رمان:

ترسیده وگریون فقط میدوئیدم
نفس کم اوورده بودم
برگشتم عقب تاببینم هنوز دنبالمه که بادیدنش ترسو وحشتم بیشترشد
پاهام دیگه یاری نمیکرد ،چندباری نزدیک بود
سکندری بخورم
به سختی تونستم جلویه زمین خوردنموبگیرم
صدایه ضربان قلبمومیشنیدم که چطور
تندتند میزنه
وحشت وترس تمام وجودمو پرکرده بود
حس میکردم هرانه که
از ترسو دوئیدن زیاد از حال برم
وارد یه کوچه شدم بادیدن دربازه یه خونه
نفهمیدم خودموچطوری انداختم داخل خونه

رمان اسیر یک روانی

ترسیده وگریون فقط میدوئیدم
نفس کم اوورده بودم
برگشتم عقب تاببینم هنوز دنبالمه که بادیدنش ترسو وحشتم بیشترشد
پاهام دیگه یاری نمیکرد ،چندباری نزدیک بود
سکندری بخورم
به سختی تونستم جلویه زمین خوردنموبگیرم
صدایه ضربان قلبمومیشنیدم که چطور
تندتند میزنه
وحشت وترس تمام وجودمو پرکرده بود
حس میکردم هرانه که
از ترسو دوئیدن زیاد از حال برم
وارد یه کوچه شدم بادیدن دربازه یه خونه
نفهمیدم خودموچطوری انداختم داخل خونه

دانلود رمان اسیر یک روانی

درو زودی بستم
ازلایه سوراخ بین درو دیوار بیرون توکوچه رودیدم
ولی خبری ازش نبود
داخل خونه رودیدم خداروشکر خبری نبود
سرموبه دیوارتکیه دادم تاکمی نفسم جابیاد
چند لحظه بعد وقتی برگشتم تا توکوچه روببینم
باچیزی که جلوم بود ،تاخواستم جیغ بکشم
دستموجلویه دهنم گذاشتم
بادیدن چشمایه سیاهش توسوراخه دیوار
ازترس زیاد بدنم عین بید میلرزید
بادیدن ترسم زد زیر خنده
چندلحظه بعد یه دفعه جدی شد
-:تاکی مگه میتونی فرار کنی ؟
فکرکردی الان خودت داری ازدستم فرار میکنی ؟

دانلود رمان اسیر یک روانی

نه این منم که میزارم راحت بری،
میدونی چرا ؟
چون هنوز وقتش نشده اسـیرم بشی
زمانش برسه ،میبرمت
توفـقط مــال مــنی اســـــــــــیر مــنی

برای ورود به کانال رمان اسیر یک روانی کلیک کیند 

اگر شما نویسنده رمان اسیر یک روانی هستید و از انتشار این رمان در سایت  دی ال  رمان ناراضی هستین  در قسمت  نظرات  در میان  بگذارید !

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان اسیر یک روانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 12 =