رمان حماقت محض

5.500 تومان

رمان حماقت محض

خلاصه
قصه من یه قصه ی متفاوته، یه قصه ای که شاید خیلی ازش دیده باشیم ولی تا حالا گفته نشده…

قصه ی من یه قصه ی پر غص‌ه است، از یه دختر که فقط عاشق شد…

قصه ی یه دختر نوزده ساله که گذشتشو واستون روایت می‌کنه! داستان من قصه ی دخترو پسر پولدار نیس، قصه ی پسر مغرور و دختر شیطون نیست، قصه ی من قصه ی یه دختری به اسم زهراست که تو جنوبی ترین قسمت تهران زندگی می‌کنه و دست سرنوشت اونو به جایی می‌کشونه که حتی فکرشم نمی‌کنه…

رمان حماقت محض

قصه من یه قصه متفاوته، یه قصه ای که شاید خیلی ازش دیده باشیم ولی تا حالا گفته نباشیم…..

دانلود رمان حماقت محض

نگاهی تو آئینه به خودم انداختم، چشمهای قهوه ای تیره ام متمایل به مشکی بود. ابرو های دست نخورده ام هم زیاد صورتم را بد شکل نمی کرد. یک دور جلو آئینه زدم و غر زدم خدا جون نمی شد یکم قد به من بدی آخه….

زیاد کوتوله نبودما اما ریزه میزه بودم و نسبت به سنم خیلی کوچک تر می زدم. از آئینه دل کندم و به بیرون زدم، کلافه گفتم:

نیلو بدو دیگه

نیلو: اومدم آجی اومدم

بلاخره بعد از حرص دادن من از خونه اومد بیرون، درو بستیم و باهم راه افتادیم سمت خونه ی جدیدمون که نمی دونستم چه شکلیه!

نیلو: آجی به نظرت خونه چه شکلیه؟!

نمیدونم هر جور میخواد باشه اما همسایه هاش درست و حسابی باشن

نیلو: آره فقط خدا کنه

رمان حماقت محض

….

گوشیمو برداشتم و شماره محمد را گرفتم. بعد از دو تا برق جواب داد

محمد: سلام آجی چطوری؟

کوفت محمد کوفت

محمد: آجی به جون تو تحت فشار بودم میفهمی فشااااار

به جون خودت میمون. جون من مگه باقالیه؟ تو نمیدونی من چرا خطمو عوض کردم بعد بردی گذاشتی کف دستش؟؟؟

محمد:عه خب چیکار کنم ببخشید دیگه.

…….

….

اگر شما نویسنده این رمان هستید و مایل نیستید این رمان در سایت ما قرار داشته باشد در قسمت تماس با ما اعلام کنید

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان حماقت محض”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × یک =