رمان سودای سیمرغ

15.100 تومان

آقای روزبه کارمند سازمان میراث فرهنگی با دارا و سارا جهت راهنمایی مسافران و توریستها میروند.

دارا و سارا در تخت جمشید با چاهی روبرو میشوند، بر اساس کنجکاوی کودکانه در چاه می افتند و از طریق آن وارد جنگلی می شوند که حیواناتش دچار ظلم شده اند.

دارا و سارا مامور میشوند بروند سیمرغ را بیابند تا شاید از طریق مشاهده سیمرغ حیوانات هوشیار شوند و با عامل ظلم و سیاهی بجنگند….

دسته: برچسب: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

قسمتی از رمان:

رمان سودای سیمرغ

ملکه مارها از روس سکوها به طرف برادر و خواهر دوقلو آمد. روبروی آنها چمبره زد. سر خود را به صورت کف دستی گود درآورد و به سایر حیوانات گفت: اینان از مقام و جایگاه بلندی در بین ما برخوردار هستند ولی به نظر شما چگونه مقام و جایگاه خود را در میان حیوانات هفت اقلیم پایدار کنند؟

خرس بازرگان دستانش را روی شکم ورآمده خود گذاشت. سرش را در شکمش فروبرد. با چشمانی ریز به دارا و سارا خیره شد. با زبان سرخش دوره پوزه کوچکش را لیس زد و گفت: بهتره شما روی آن سکو بایستید و به زمان خود بازگردید تا پدر و مادر خود را ملاقات کنید.

دارا پاسخ داد: تو چه سودی میبری؟

خرس بازرگان پاسخ داد: این راه که آمدید بسیار خطرناک است، شاید دیگر نتوانید آنها را ببینید.

سارا گفت: از حیوانی که افکار و نظرهایش در سرنوشت این قلعه تاثیر دارد شنیدن چنین حرفی جای تعجب داره!

خرس بازرگان گفت: تجارت یعنی خرید و فروش حقوق دیگران در بهترین فرصت ممکن! … اما دوست ندارم شما در رنج و ناراحتی قرار بگیرید و …

گربه زاهد دستانش را تکیه گاهی بر زمین قرار داد. سر خود را کج کرد. بی هدف دمش را به این سو و آن سو بازی داد و به آرانی رشته کلام را از خرس گرفت و ادامه داد: در برقراری رابطه با دیگران هر کس باید جایگاه خو را تشخیص دهد و مقام و منزلتی در خور آن برای خویش در نظر بگیرد. این چیزی است که شما دو نوجوان باید به تنهایی آن را ممکن سازید. خرس بازرگان با پیشنهاد خود می خواد این حق شما را با ارزانترین قیمت بخرد و به دیگری با گرانترین قیمت بفروشد!

روباه دانا در ادامه صحبت های گربه زاهد گفت: از خرس تاجر دلگیر نشوید، کار او همین است، تجارت! ….

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان سودای سیمرغ”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + نوزده =