رمان فرار از جهنم

7.500 تومان

خلاصه:
یکبار برای همیشه باید از این توفیق اجباری فرار میکرد…شاید اگر تنها نبود اگر آواره غربت نبود اگر پشتش به حمایتهای نیما گرم نبود هیچ وقت زندگی تو اون جهنم تلخو تحمل نمیکرد.
آوینا تنها که شد مجبور شد
در به در دنبال یه راه فرار گشت اما جز یه فرصت طلایی تو زندگیش رقم نخورد.
اون فرصت بله گفتن به مرد زخم خورده و عاشقی بود که بعد از سالها دوری به جهنمی برگشت که آوینا منتظر فرار از اون بود.
بله گفتن به سامانِ سرد و تلخ راه فرار نبود که هیچ بلکه کلید تلخیای زیادی رو زد…

رمان فرار از جهنم

نگاهش کردم …مهربون بود بي مرز. بي شک مهربونياشو از آفرين جون وام گرفته بود اونم مثل نوه بينظيرش صبور بود و خواستني…

سرمو روي شونه هاش گذاشتم تا دل گرم بشم از هجوم حمايتهاي بي دريغش.

شايد اگر اين موجود خارق العاده کنارم نبود يک روزم هواي نفس گير قصرو تحمل نميکردم.

-دلم از الان براي آفرين جون تنگ شد.

-شش ماه بسش نبود آويزون پير زن شدي حالا چي بگم خلبان دور بزنه؟

تک خنده ام ميون صداي مهمان دار گم شد …پارازيت که نمينداخت يه کمي حال و هوام با مزه پرونياي نيما عوض ميشد

مسافرين محترم لطفا کمربندهاي خود را بسته و صندلي خود را به حالت عمودي برگردانيد.

-حيف شد رسيديم.

نشنيده گرفت حرفمو تو صندليش کاملا چرخيد و قبل از حرکت من دست برد و کمربند با کمي چاشني اخم و لودگي بست.

-همينه ديگه تا يکي بالا سرت باشه دم به ثانيه کاراي شخصيتو انجام بده جمع که نميکني خودتو …بذار پام برسه خونه پشت گوشتم ديدي منم ديدي.

تو دلم کنار مهربونياش پره امينت بود وهمين وابستگيه عميق نميذاشت به يه روز نبودش فکر کنه.همينکه از حس متقابل خبر داشتم دلم قرص ميشد هميشه هست.

-باتوام …معلوم هس تو کدوم هپروتي؟ کمک نفستو بردار الان که هواپيما ارتفاعشو کم کنه به هپ هپ ميخوري.

تا الانم تو اين مخصمه تنگ چندين بار ريتم ريه هام نامظم شده بود …به روش نياوردم تا چشماي هميشه نگرانش به روم سايه نندازه با چند تا نفس سطحي از پسش بر اومدم.

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان فرار از جهنم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − 2 =

اطلاعات فروشنده