رمان فندک طلایی

8.900 تومان

این رمان در ژانر های  عاشقانه نوشته شده است .

خلاصه رمان:

داستان درباره دختری به نام نگاه که سه ساله کل خانوادشو از دست داده و توی گل فروشی پیش سید و بی بی کار میکنه. درست شبی که داره به خونه برمیگرده با سرهنگی روبه رو میشه که …

خوندنش خالی از لطف نیست.

 

رمان فندک طلایی

بخشی از پارت اول رمان فندک طلایی برای معرفی :

با وسواس و دقت زیاد ربان بنفش رو دور دسته گل رز سفید پیچیدم و با لبخند کوچکی به دست دختر ۱۵_۱۶ ساله مقابلم دادم .

امروز روز پدره ، روزی که سه ساله جشنش رو تو بهشت زهرا میگیرم !
گل هایی که هر سال میبرم با دستای خودم میکارم و آبیاری میکنم …. !

شاید اگه اون روز که بابا و مامان و نگار داشتن میرفتن شمال بهانه نمی آوردم و باهاشون میرفتم الان هر ۴ تامون تو بهشت کنار هم بودیم !

رمان فندک طلایی

با صدای سید مرد میانسال و شوخی که مثل پدرم برام عزیزه و نزدیک دوساله که پیشش کار میکنم از افکار پریشونم جدا میشم .

_ نگـاه شبیه رز سفید شدی بس بهشون خیره شدی دخترم! لبخند دلنشینی بهش زدم و به خطوط روی صورتش خیره شدم.

لبخندش کمرنگ شد و زمزمه کرد :

_میخوای بری بهشت زهرا؟

سرمو به نشونه آره تکون دادم زمزمه وار بله ای گفتم که نگاهش غمگین شد .

تو این سه سال چندین بار سر قبر مامان و بابا و نگار میرفتم “روز های تولدشون ، سالگردشون، سال نو و روز تولدم !! ”

سید و عمه همیشه ازم گله داشتن بابت این کارم ولی دست خودم نبود که بود؟؟
وقتی پدر و مادر و خواهر دوقلوم رو از دست دادم ۱۷ سال بیشتر نداشتم !

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان فندک طلایی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + دو =

اطلاعات فروشنده